الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
389
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) رساندم . آن دانشمند به من گفت : اگر تو علم نصرانيت را مىخواهى ، من داناتر عرب و عجم در آن و اگر علم يهودى را مىخواهى ، با طى بن شرحبيل سامرى امروز بدان از همهء مردم داناتر است و اگر علم اسلام و علم تورات و علم زبور و كتاب هود و هر آنچه بر پيغمبرى از پيغمبران فرود آمده در اين روزگار تو يا روزگار ديگران و آنچه از آسمان فرود آمده از هر گزارشى و آن را كسى دانسته يا كسى ندانسته ، مىخواهى آنچه در آن بيان هر چيز است و درمان جهانيان است و جان است براى هر كه جان خواهد و بينائى است براى هر كه خدا برايش خير خواهد و انس با حق است ، من تو را بدان رهنمائى كنم دنبال آن برو گر چه با پاى پياده ، و اگر نتوانى با سر زانو ، و اگر نتوانى با كشيدن پائين تنه ، و اگر نتوانى با كشيدن چهرهء خود . گفتم : نه ، من براى رفتن توانايم هم در تن و هم در داشتن ، گفت : پس فورى برو تا برسى به يثرب ، گفتم : من يثرب را نمىشناسم ، گفت : برو تا به مدينهء پيغمبرى كه در عرب مبعوث شده و او است پيغمبر عربى هاشمى ، چون در آن در آمدى از كوى بنى غنم بن مالك بن نجار پرسش كن كه نزديك در مسجد مدينه است و خود را در وضع نصرانيان بنما و زيور آنان را در بر كن ، زيرا والى مدينه نسبت به آنها سختگير است و خليفه سختگيرتر است ( شايد براى اين بوده كه مورد نفرت مردم باشد تا مزاحم كار او نباشند ) سپس نشانهء بنى عمرو بن مبذول را بگير كه در بقيع زبيرند و سپس آنجا از موسى بن جعفر پرسش كن كه در كجا منزل دارد و خودش كجا است ، مسافر است يا حاضر ، و اگر مسافر باشد خود را به او برسان زيرا هر جا در سفر باشد نزديكتر از اين مسافتى است كه به سوى او طى كردى و سپس به او بگو كه مطران علياى غوطهء